مصاحبه با سوپر استار آینده ی سینمای ایران

سلام به همه ی دوستان گلم

امیدوارم که مدرسه ها خستتون نکرده باشه ؛ البته فکر نکنم خسته شده باشید چون تازه ٢ روزه که میریم مدرسه.

میدونید که مدرسه ها شروع شده و من هم که درس خوون خندهباید برم و به درس هام برسم . اما نمیخوام ازتون خداحافظی کنم آخه همیشه از خداحافظی کردن غمکین میشم اما دیکه نمیتونم مرتب براتون مطلب جدید بزارمگریهبرای همین دیر به دیر این وبلاک به روز میشه

ازهمتون میخوام برام دعا کنید آخه من هم جزء داوطلبان کنکور 89 هستم . برام دعا کنید که رشته ای که دوست دارم قبول بشم تا ایشالا دوباره این وبلاک فعال بشهبغل

اما سعی میکنم بیام وبهتون سر بزنن و نظر هارو بررسی کنم.

برای مدتی شاید کوتاه و شاید طولانی خداحافظبای بای

التماس دعا.

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

سلام دوستان نازنیم

خوبید؟؟

من که خیلی حالم گرفتهگریهگریهگریه

مرگ ناگهانی ستایش جووون گریهگریهگریهدوست و همکار عزیزمون رو به همتون تسلیت میگم و امیدوارم که خدا رحمتش کنه

دوستان گلمون تو بلاگ "بروزترین وبلاگ اختصاصی مصطفی زمانی" برای ستایش جووووون ختم قرآن گذاشتن برای شرکت در این ختم قرآن،برید و براشون کامنت بذارین .

اینم ادرس وب"بروزترین وبلاگ اختصاصی مصطفی زمانی":

http://www.bafarhangha.blogfa.com

حتما سر بزنید چون ستایش جوووون گریهگریهگریهگریهگریهواقعا جوون بود که از پیش ما رفت در واقع میشه گفت پاک و معصوم بود پس حتما برید و در این ختم قرآن شرکت کنید

التماس دعا و خدانگهدار

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

سلام دوستان گلمبغل

با چند تاخبر اومدم ...

ببخشید که دیر آپ کردم!!!ناراحت

 

 

آقای زمانی مهم ترین عاملی که توانست شما را به این مرحله برساند چه بود؟

 به نظر من استعداد نبود،تجربه هم نبود،انگیزه بود برای بهتر شدن ..

 انگیزه برای چیزی که از بچگی دوستش داشتم ..

 انگیزه برای حرفه ای که ارزویش را داشتم ..

 انگیزه برای دیدن دوربین ..

 انگیزه برای حس کردن اوج بازی ..

 انگیزه برای اینکه لبخند بشانم بر لب مردم ..

پس شما عامل رسیدن به موفقیت را فقط انگیزه می دانید؟

 نه هرگز اول خواستن از خدا بعد انگیزه بعد خواستن از خدا بعد تجربه دیگران ..

   بعد خواستن از خدا بعد دوست داشتن آنچه می خواهیم ..

 بعد خواستن از خدا بعد صبر و یاد گیری درست ، کسب تجربه قدم به قدم ، لحظه به لحظه ..

سؤال سوم و سؤال آخر:

پس طرفداران شما که با کلی شوق برای شما تبلیغ می کنن به این برنامه و اون برنامه پیامک می زنن براتون وب درست می کنن و شما خبر ندارید و به اونا سر نمی زنید باید انگیزشون را از دست بدن دیگه بله؟

 من از مردم ممنونم اول از همه از مردم ممنونم از اینکه امید و انگیزشون را حفظ می کنن ممنونم

 من تا آنجا که می توانم مردم را یاری می کنم ..می دانم کم است اما سرم شلوغ است

 نمی توانم به همه ی وب ها سر بزنم اما به بعضی از ان ها سر می زنم ممکن است کامنت نذارم ولی وب ها را می بینم و از لطف مردم ممنونم .. هزاران بار ممنونم ..

 اگر نمی توانم خیلی خوب پاسخ مهرشان را بدهم شرمندم و معذرت می خواهم ..لبخند

 

زهیر یاری (بازیگر نقش بنیامین) از مصطفی زمانی می گوید:

روشنان: از این که در این مجموعه با «مصطفی زمانی» بودید چه احساسی دارید؟
یاری: مصطفی زمانی پسر خیلی باهوشی بود و ما ارتباط بسیار دوستانه ای با هم داشتیم و داریم. زمانی که من برای نوشتن قرارداد رفتم، هنوز برای نقش یوسف کسی انتخاب نشده بود، یک سری عکس روی میز آقای سلحشور بود. یعنی چیزی حدود دو هزار عکس از تمام جوانانی که عکس های شان را برای این نقش فرستاده بودند روی میز ایشان بود. من عکس مصطفی زمانی را بین همه آن عکس ها دیدم. پس از این که از دفتر بیرون آمدم مصطفی زمانی در حال قدم زدن در راهرو بود، به او گفتم من عکس تو را دیدم و حس من به من می گوید که برای این نقش تو انتخاب می شوی و این برای او خیلی جالب بود. در آن زمان به یکی از دوستان که عکاس بود گفتم که مصطفی برای این نقش انتخاب می شود. بعداً که مصطفی برای تمرین سوارکاری به سر صحنه می آمد به من می گفت: من هیچ وقت آن جمله تو را فراموش نمی کنم.
روشنان: یک خاطره از پشت صحنه این سریال بگویید؟
یاری: سر سکانسی بود که من و مصطفی زمانی باید روبروی هم می شدیم و مصطفی به من می گفت که من و تو با هم برادریم ولی برادران دیگر نفهمند. سر این سکانس ما اصرار داشتیم که بدون استفاده از مواد شیمیایی به صورت طبیعی گریه کنیم، برای همین چون بین فیلمبرداری مشکلات مختلفی پیش می آمد ما مجبور بودیم صحنه را مرتب تکرار کنیم. توی این سکانس هر دوی ما چیزی بالغ بر هشت بار گریه کردیم که آخرین بار گفتیم جان مادرتان این پلان را درست بگیرید در غیر این صورت، مجبوریم دیگر اشک از کف پایمان دربیاوریم.

دوستان گلم نظر یادتون نره

با تشکر از وبلاگ کولاک ۶١ (سارا جون)

/ 221 نظر / 85 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهتاب

باشه مریم جان. ممنون که بهم پاسخ دادی عزیزم.[قلب]

مهتاب

ببخشید مریم جان یه سوال داشتم می خواستم بگم چرا اون جایی که می نویسه پس از تایید نویسنده ف خیلی دیر میاد؟؟؟؟؟؟؟؟

مهتاب

حالا نمیشه یه بار ازش استفاده کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ایمیلتو می گم؟؟؟؟

مهتاب

باشه اشكالي نداره مريم جان.[متفکر]

مهتاب

چند سالته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟[خجالت][خجالت]

مهتاب

عيب نداره اگه دوست نداري جوابمو بدي... [ناراحت][شرمنده][ابرو]

مهتاب

هميدم چند سالته. ولي من از تو خيلي كوچيك ترم.[ناراحت]

مهتاب

[ناراحت][ناراحت][بازنده]

مهتاب

ببخشيد مريم جون دير جوابتو دادم. چشم همه ي سعيم و مي كنم. كه امروز به وبلاگت بيام.

ناشناس

سلام چرا این وبلاگ به روز نیست همش همون مطالب قدیمی است.